چرایی گریه و عزاداری بر امام حسین (ع)
علی رغم وضوح مسئله ی عزاداری و مشروعیت ان در اسلام در سالهای اخیر شبهاتی پیرامون ان مطرح شده که این سنت دیرینه را در هاله ای از ابهام فرو برده است ؛اما می خواهیم در اینجا سیمای حقیقی عزاداری را در پرتو قران و سنت و سیره ی مسلمانان به تصویر بکشیم
معمولا مخالفان عزاداری دو دسته اند : 1. مخالفان بعد سیاسی و 2. مخالفان بعد فقهی .
عده ای هم در صدد شبهه پراکنی بر امده و می گویند چرا برای کسانی که چند قرن پیش زیسته و شهید شده اند ، باید بر سر سینه زد ؟؟
یا اینکه عزاداری و نوحه سرایی بر خلاف قضا و قدر الهی بوده و شرع مقدس به مومنان دستور داده که برای حوادث تلخ صبر نموده و سخنان باطل بر زبان جاری نکنند « الذین اذا اصابتهم مصیبة قالو ا تالله و انا الیه راجعون »1 ازینرو حزن و اندوه جزو اخلاق مسلمین نیست .
خوب ! در پاسخ این شبهات باید گفت : واژه ی عزاداری و سوگواری مانند واژه های صلاة و حج و ذکات ، اصطلاحی شرعی نیست که شناخت ان نیاز به تعریف شارع مقدس داشته باشد بلکه واژه ای است ایینی که نشان دهنده ی رفتار و مراسم خاصی است که در مواقع خاصی توسط اقوام و ملل گوناگون انجام می شود .
چنانچه امام خمینی در اینباره فرموده اند : ( زنده نگه داشتن عاشورا یک مسئله مهم سیاسی عبادی است عزاداری کردن برای شهیدی که همه چیز خود را در راه اسلام داده ، یک مسئله ی سیاسیست ، مسئله ای که در پیشبرد انقلاب نقش بسزایی دارد . ما ازین اجتماعات استفاده می کنیم ، ما از این الله اکبر ها و ملت از این الله اکبرها استفاده کرد ، ما این الله اکبرها را باید حفظ کنیم و به این شعائر و مظاهر که در اسلام به ان اشاره شده ، فکر کنیم که این ها یک مسئله ی سطحی نبوده که می خواستند جمع بشوند و گریه کنند . خیر!
ما ملت گریه ی سیاسی هستیم ، ما ملتی هستیم که با همین اشکها سیل جریان می دهیم وسدهایی که در مقابل اسلام ایستاده را خرد می کنیم .)
اگر هم در اسلام به صبر و استقامت در برابر حزن و اندوه دستور داده شده برای این بوده که انسان موجودیست دارای عواطف و احساسات خاص که در حوادث تلخ و جانسوز تحت تاثیر قرار گرفته و اندوهگین می شود و گاهی جزع و فزع نموده و اشک می ریزد و بی هوش می شود و حتی ممکن است قلب او که مرکز احساسات است ایستاده و جان بازد . «ان الانسان َ خُلِقَ هلوعا اذا مسه الخیر َ منوعا »2
ودر اینجا این نیروی ایمان است که از ناراحتی ها و اضطرابات انسان جلوگیری می کند و به او ارامش می دهد.
برای همین امده «ان الانسان لفی خسر ان الذین امنو و.....و تواصو بالصبر» ؛ این یک دلیل
و دلیل دیگر اینکه برای صبر در برابر جزع و فزع و سخنان بیهوده و باطل در هنگام مصیبت پاداش فراوانی نقل شده که در روایات زیادی از معصومین امده که بی تابی و سخنان بیهوده اجر انسان را از بین می برد .
والا اسلام که همیشه واقعیت ها را در نظر می گرفته و احساسات ، رفتارها و گریه ها را در راستای بهره گیری صحیح و تقویت ایمان و اراده ، جهت دهی کرده ، گذشته از رفتارهای نامناسب دوران جاهلیت ، راههای مورد تایید اصول و مبانی دین وخرد را نشان داده ، چنانچه یکی از دستورات دین اسلام اینست که پس از مرگ مسلمانی سایر مسلمانان جمع شده و به بازماندگان تصلی و تعزیت دهند و در ان مجلس برای از دست رفتگان از درگاه خداوند طلب مغفرت کرده و قران تلاوت کرده و بازماندگان را به صبر و استقامت توصیه نماید.( در این مورد احادیث زیادی نقل شده ) و در ضمن فرهنگ اسلامی احترام به شهدا را لازم دانسته و احترام برخی شهدا مانند سرور و سالار کربلا از ویژگیهای خاصی برخوردار است که بر اساس دستورات رسیده هر سال در ایام شهادت انان ، مجالس و محافل خاصی بر گذار می شود و ازینرو نباید این مراسم را با مراسم عزای کسی که پدر یا عزیزی از دست داده یکی کرد و گفت : خداوند دستور به صبر داده و در عزای ائمه چیزی نباید گفت و در قبال هر انچه ستمگران در طول تاریخ روا دانسته اند سکوت باید کرد و رفتار انها را امضاءباید نمود !
ایا روح دستورات اسلام با چنین برداشتی مخالف نست ؟
انان که برای صبر در مصیبت ها ایه قران می اورند ( الذین اذا اصابتهم ..) و می گویند که قران جامع تمامی دستورات دینی است پس چرا در ان برای عزاداری سخنی به میان نیامده ؟!؟باید بگوییم :
دقیقا در قران ایاتی وجود دارد که نه تنها مشروعیت ، بلکه رجحان عزاداری را روشن می کند :
- مگر نه اینکه عزاداری خود فریادیست برای اعتراض به ستم رها شده ؟
در قران نیز امده : « لا یحب لا الله الجَهر بالسوء مَن القول الا من ظلم » 3
خداوند فریاد زدن به بدگویی را دوست ندارد اما بجز کسانی که مورد ستم قرار گرفتند .
در این ایات دو نکته و جود دارد : اول اینکه خداوند متعال بد گویی و افشا ی عیوب دیگران را دوست ندارد جز کسانی که به حقوقشان تجاوز شده است و اینگونه افراد استثناء اند . دوم هشداریست به همه ی ستمگران که خداوند نه تنها به مظلومان اجازه فریاد و افشا گری داده بلکه چنین فریادی محبوب ذات اقدس الهی او قرار می گیرد.
وبی تردید امام حسین (ع) یکی از کسانی است که خداوند متعال حق ولایت و حاکمیت الهی بر ایشان قرار داده و یزید و یزیدیان که جزو طاقوت اند و غاصب حاکمیت ، لذا نباید مسلمانان اطاعت از انها را قبول کنند .
وقتی مردم کوفه به امام حسین اظهار داشتند که ولایت معاویه و یزید را قبول ندارند و به کوفه بشتابید، آن حضرت با وجود تمام مشکلات و موانع موجود به دعوت انان پاسخ دادند و به سوی کوفه حرکت کردند.اما دشمنان با تمام امکانات خویش در برابر نهضت کربلا ایستادند و شهادت ان حضرت خسارت و ظلم بزرگی بر پیکر حکومت اسلام وارد ساخت به گونه ای که هنوز اثار شوم ان حادثه به چشم می خورد.
ایا در جامعه ی اسلامی در برابر چنین حادثه ی اندوهناک و غمبار که در ان فرزند نازنین پیامبر اکرم (ص) به شهادت رسید باید دست ری دست گذاشت و سکوت نمود؟ یا وظیفه ی بسیار سنگینی بر دوشمان است؟
بر طبق این ایه ی قران باید فریاد بر اورد و به افشا گری پرداخت . با زبان شعر و مرثیه و بیان مصائب و برائت از دشمنان خدا ، ان را اعلان کرد . بدون شک این عزاداری ها و فریادها از مصادیق « الجهر من القول » است که خداوند متعال ان را دوست دارد و دوست صادق کسی است که شرط دوستی را چنان که شایسته است بجا اورد و در غیر این صورت دوستی ظاهری خواهد بود . از نشانه های دوستی هم ، همدلی و همدردی در سوگ و یا شادی ان هاست
( که درباره دوستی با اهل بیت در روایات زیادی تاکید شده ) .
امام رضا ( ع) به پسر شبیب فرمودند : اگر دوست می داری که همنشین ما در بهشت برین باشی ، در غم ما اندوهناک و در شادی ما شادمان باش و ولایت ما را بپذیر ، چه انکه اگر کسی سنگی را دوست بدارد ، روز قیامت با ان محشور می گردد .
در ایه ی دیگر چنین امده است : «و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب » 5
درمورد شعائر نظرات زیادی عنوان شده اما بطور کلی می توان گفت که هر زمان ، یا در هر مکان که فعل یا عملی که یاد خدا و زمینه ی تقوی در رشد معنوی و روحی را فراهم اورد ، در صورتی که چهارچوب قوانین و دستورات اسلام باشد ، جزو شعائر دینی و الهی بشمار می اید . مثل نماز و روزه و ...هر کدام به نحوی از مصادیق شعائر الهی می باشد . بنابراین با توجه به دلایلی که عزاداری ها را مشروع دانسته ، به طور کل و مسلم عزا برای بندگان خاص خدا که بحق قران ناطق و حج مسمم بوده اند و برای کلمه ی توحید جان باختند از بارزترین نشانه ها و شعائر است ؛ بنابراین بر مسلمانان و نوجوانان است که ان شعائر را حفظ نمایند .
در برخی ایات چنین از سوگواری سخن به میان امده :
یا اسفا علی یوسف ابیضت عیناه من الحزن فهو کظیم 6
ای اندوه من در فراق یوسف ! او در حالی که اندوه خود را فرو می خورد چشمانش از اندوه سفید شد.
بله ! حضرت یعقوب (ع ) در جدایی از فرزند خود دچار حزن و اندوه فراوانی شد به طوری که سالیان درازی در غم او گریست تا دیدگانش سفید شد و فرزندان یعقوب از بسیاری گریه ی او چنین اعتراض کردند :
قالو تالله تفتئوا تذکر یوسف تکون حرضا اوتکون من الهالکین 7
خوب با نظر به این ایه و ایات مشابه به این ، می توان گفت قران هیچ منافاتی با گریه و عزاداری ندارد .
بعد از قران که کلام وحی است دیگر منبع تشریع و شناخت احکام و دستورات دین ، پیامبر ( ص) است :
چرا که در قران نیز امده :
لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة
به درستی که در اقتدا به رسول خدا سرمشق و الگوی نیکویی است .
ما اتاكم الرسول فخذوه و ما نها كم عنه فا نتهوه9
آنچه رسول خدا دستور دهد بگيريد و هر آنچه نهي كند واگذاريد.
با توجه به اين آيات مي توان گفت زندگي رسول خدا (ص) مي تواند بهترين الگو براي ما و برطرف كننده ي شبهات ذهني برخي از ما باشد.با دقت در سيره ي آن حضرت مي توان مواردي را يافت كه ايشان از وقوع پيش آمد يا حوادثي محزون بوده اند يا ابراز تألم مي نموده اند كه بذكر گوشه اي از آن اكتفا مي نماييم:
1- عزاداري ايشان در مورد شهداي احد و حمزه ي سيد الشهدا ؛ ابن مسعود مي گويد:"رسول خدادر شهادت حمزه به شدت گريست و به گونه اي كه مانند مانند آن را از حضرت نديده بوديم . جنازه ي او را در قبله نهاد ،آنگاه گريست به گونه اي كه بيهوش شد و پس از آن فرمود:" اي عموي رسول خدا ! اي شير خدا! اي حمزه! اي بجا آورنده ي كارهاي خوب !....""
2- عزاداري در شهادت جعفر بن ابيطالب؛
روزي كه جعفر بن ابيطالب شهيد شده بود ، اسما همسرش بر پيامبر وارد شد .ايشان به او فرمودند :" اي اسما فرزندان جعفر كجايند؟" اسما فرزندان را به نزد پيامبر آورد و ايشان فرزندان او را در آغوش كشيده و مورد نوازش قرار دادند و چشمان مباركشان پر از اشك شد.اسما پرسيد:"گويا از جعفر به شما خبري رسيده؟!" فرمودند:" اري ! امروز به شهادت رسيده..."
نقل شده پيامبر به فاطمه (س) فرمودند غذايي تهيه نموده و از خانواده ي جعفر سه روز پذيرايي نمايد.
3- گريه ي پيامبر در كنار قبر دخترشان ؛ انس ابن مالك:"يكي از دختران پيامبر (ص) در مدينه از دنيا رفت .در مراسم تشييع و دفن او حضور داشتيم ، ديديم كه چشمان مبارك رسول خدا (ص) در كنار قبر دخترش پر از اشك بود و گريه مي كرد.
4- و چه خوب است بدانيم كه گريه و عزاداري حتي قبل از پيامبر اكرم (ص) نيز بوده ، چنانكه؛
امام صادق (ع) فرمودند :" گريه كنندگان معروف پنج نفرند؛ آدم، يعقوب، يوسف، فاطمه دخترپيغمبر ، علي بن حسين(ع).
گريه ي آدم به خاطر اخراج از بهشت ، گريه ي يعقوب به خاطر دوري از يوسف ، گريه ي يوسف به خاطر فراق و جدايي از پدر، گريه ي حضرت زهرا به پدرش رسول خدا (ص) و گريه ي امام سجاد (ع) به خاطر شهادت مظلومانه ي پدر بزرگوارشان حسين بن علي (ع) بوده است.
پس با شواهد و مدارك گفته شده كسي نمي تواند عزاداري بر پسر پيامبر را نهي كند .
فقط اين نكته ي مهم قابل ذكر است كه :
براي اينكه عزاداري ها رشد و بالندگي خود را داشته باشد و جامعه ي اسلامي از
آثار ارزشمند آن بهره مند گردد. شايسته است كه علما و دانشمندان متعهد و مسئول
در برابر مراسم هايي كه توسط افراد نا آگاه و يا مغرض ترويج مي شود ، مبارزه
نما يند و نگذارند كه مراسم حركت آفرين عاشورا و ساير ائمه با خرافات آلوده
گردد.
----------------------------------------------
- سوره ی بقره . ایه 156
- معراج . ایه 19
- نساء . ایه 148
- شورا . ایه 23
- حج. ایه 32
- یوسف . ایه 84
- یوسف . ایه 85
- احزاب . ایه 21
- حشر. ایه 7